به، به، به... میبینم که بروبچ یه تکونی به خودشون دادن! من تو این یک سال همش تو کف بودم که این نویسنده هایی که این بغل ( تو بلاک نویسنده ها ) تعریف شدن، چیکارن دقیقا...؟؟؟ حالا نگو به جز خوشکل کردن وبلاگ کارای دیگه هم بلدن... ![]()
خوب... اولندش که علی جان فحش نده، من تا حلوامو ندم تو بخوری ترک اینترنت نمیکنم!
کنکور سیخی چند؟ حالا مثلا تو این هممه درس خوندی به کجا رسیدی؟ آخرشم باید بری... eee... قیافتو چرا اونجوری میکنی؟ بذار بگم دیگه، بگم که باید... اه! باشه، نمیگم! ![]()
خوب، احوال درن شانیست های پنچر شده ی ما چطوره؟ کارو بار ما که حسابی کساد شده، نیس که خیلی پیر و فرتوت شدیم، دیگه درن نویسیمون نمیاد! اما ناگفته نماند که همچنان هیچ چیز و هیچ کس از تیغ نقد شاهزاده ای در امان نیست! مثلا همین انتشارات قدیانی...
درن شانیست ها: اااااااااااااه...
میدونم دوستان، میدونم که اگه بازم بخوام اخبار اونارو بگم جدی جدی اشکتون در میاد، اما چاره چیه؟ من مجبورم که بگم، و شما مجبورید که بخونید... متاسفم... ![]()
بهرحال، طی مراجعات نامکرر دوستان (!) مشخص شده که سایه ی مرگ ( دقیقا با همین عنوان ) شنبه، منتشر میشه... که دیگه میشه گفت شده! حالا بوووق... دست، دست، دست... ![]()
درن شانیست ها: ![]()
آها... الان همه میدونستن اینو؟
(( خوب قرار بود من خبرشو بزنم تو وبلاگ، بعد شقایق فهمید، بعد مثل این مدیر خبر های خوره ی خبر زرتی برداشت زد تو سایت، بعد من مجبور شدم اون آپی که در اون مورد بود حذف کنم، بعد فقط یه اشاره کوتاه بهش بکنم، بعد... )) ![]()
خوب دیگه، منظورم این بود که حتما باید اینو بخریم تا ببینیم چه چیزایی ازش کم شده، چه چیزایی بهش اضافه شده، سرانجام گروبز چی شده، کاری شری ویل چکار شد؟ ( بی سوات هم عمته!
) ![]()
خوب حالا اینارو بیخیال... یه مورد سوژه بسیار خفن و گنده (!) هست که من متاسفانه، متاسفانه، متاسفانه... مجبورم عنوانش کنم و در این لحظه مجبورم که بگم...
یکم شهریور امسال، درن شان فنز، که تنها وبسایت طرفداران درن شان ( و گاها دارن شان ) توی ایرانه، دو ساله شد! خوب...
" تولد دو سالگی درن شان فنز مبارک! "

(( میبینید تورو خدا؟ کیکشون اندازه کیک یک سالگی درن شان زی بید! شرمنده دیگه... شایعاتی هست که میگه وبمستر های سایت مذکور یکم اصفهانی هستن!
))
نکته: درن شان فنز، دقیقا یک سال و یک ماه و 5 روز از درن شان زی بزرگتره... بهرحال، اینو گفتم که تو این بساط تولد بازی، درن شان زی فراموش نشه! ![]()
خوووبببب... اما از دنیای مجازی که بگذریم... میرسیم به دنیای واقعی و میتینگ واقعی تری که به همین منظور برگذار شد... دل همه ی اونایی که نبودن و نیومدن به طرز وحشتناکی آب! ![]()
خیلی خوش گذشت، مخصوصا اون قسمتش که دریافتیم بجز من و یک خانوم متشخص ( سارا نام
) و مجتبی، همه از بیخ جادوگرانی هستن! ما هم یه تریپ تشکر همه جانبه اومدیم و بیخیال معرفی شدیم! در نتیجه شاهزاده به اون ابهت، شد یه ...!!! اهم... ![]()
آره خلاصه... دیگه خبر اینکه خانوم یعقوبی ( به گفته ی خودشون همه کاره ی انتشارات قدیانی! ) تشریف آوردن و قدم رو تخم چشم رضا گذاشتن! -- البته ناگفته نماند که قدوم مبارکشون با همراه داشتن دو جلد از " سایه مرگ " مبارک و مبارک تر شد! فقط یادمون باشه دفعه بعد برنامه میتینگ بود آمار دقیق بدیم که به تعداد کتاب بیارن، که بعدش سر کتابا دعوا نشه! ![]()
درن شانیست ها: ![]()
ای بابا... نشناختین؟ بابا خانوم یعقوبی همون دکتر علی یعقوبی هستن دیگه! همونی که چند وقت پیش یه طوفان خفن تو درن شان زی راه انداخت! ![]()
خوب! اینم عکسی از هدیه خانوم یعقوبی! ( جو سازی رو حال میکنید؟
)

اینم عکسی از کیک تولد، که بخاطر داداش لاسی ( لردلاس سابق! ) شطرنج بود... باشد که موجبات خوشحالی آن بزرگوار را فراهم آورده باشیم! ![]()

اینم یه عکس دیگه، که میدونم با دیدن این عکس دو سوال مهم براتون پیش میاد!
۱- آیا زمین کج است؟ ۲- آیا عکاس کج است؟ ![]()

گذشته از این حرفا... مدیرای عزیز؛
بابت همه کارایی که تو این دو سال کردین ازتون ممنونیم! ![]()
پ.ن: آپ طویل مویلی شد! بیخیال میخیال جمع کردن مطلب پطلب و پی نوشت می نوشت! سریع جمع کنید برید نظر دونی پظر دونی! از کیک میک هم خبر مبری نیست! ![]()
پ.ن.پ.ن: ملت شهید پرور ایران! بدانید و آگاه باشید که؛ به جان خودم همه این اراجیفی که اینجا نوشته میشه محض شوخی و خندس! یه وقت بنی بشری به خودش نگیره ها...
- Author: شاهزادهی اشباح
- Category:
- Post time: 4 بعد از ظهر
- Comments:
